آهنگ ایرانشهر از بردیا زمانی
صبور باش مادر پیرم که اشکت بوی خون میده
به خاک هر قطره ای افتاد به رگهای تو جون میده
برای ثبت در تاریخ به تو تاختن بد نامان
که تاریخت به یک عالم بزرگیتو نشون میده
تو مهد صلح و نوع دوستی و علم و هنرو عزت
سری بالاتر از سرها داری مملو از لذت
اصالت در شکوه با وقارت ساخت این فرهنگِ
بیزار و بدور از نفرت و خشم و نزاع و جنگ
اگر شوم ذاتان بد خواهنت
به شیران نیک نام شوم هم رکاب
مرا آب و خاک و هویت تویی
سرم خم نگردد دهم سر به باد
که مردن برای وطن مرگ نیست
زِ ما رستگاری بماند نماد
فقط یک شعر نیست ایمانم است
چو ایران نباشد تن من مباد
من از غیرت تورک زاده و از هیبت کورد سرشار
من از عزت لُر مغرور شدم مثل بلوچ سردار
پر از شکوه شیرازم به مهر خالص گیلک
به عزت آذری هستم به سرافرازی همچون لک
مرام پهلوانی را به ارث از مازنی بردم
دله شیر عرب دارم مرا نیست باکی از مردن
همه اعضای جسمم چون خلیج فارس نامیران
تنم از خاک این مرز است دمید بر روحم ایران
اگر شوم ذاتان بد خواهنت
به شیران نیک نام شوم هم رکاب
مرا آب و خاک و هویت تویی
سرم خمنگردد دهم سر به باد
که مردن برای وطن مرگ نیست
ز ما رستگاری بماند نماد
فقط یک شعر نیست ایمانم است
چو ایران نباشد تن من مباد